دلنوشته های ایلیا
بهار
بهار سپري شدبي شکوفه لبخندي از تومن امازمستان سرد را دوام نمي آورمبيابا مشتي پر از برف من از سر انگشتهايتبوسه مي چينمو بهار از دستهاي توآغاز مي شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 8:32 قبل از ظهر توسط ایلیا |
شقایق
Design by : Night Skin