تبليغاتX
دلنوشته های ایلیا

دلنوشته های ایلیا

کسی که فکر میکنه نزدیک ترین آدم زندگی منه هر روز داره دور ترو غریبه تر میشه...

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 11:36 قبل از ظهر توسط ایلیا |


تا حالا شده ! تا حالا شده از دوريش گريه کني بعد آخر کار به خودت بگي براي چي اون همه گريه کردم آخه اون که بر نمي گرده !!!!! تا حالا شده اونقدر دلت گرفته باشه که با ديدن يه تصوير ناراحت کننده ، اشکت در بياد ؟ تا حالا شده ندوني براي چي الکي ناراحتي ، غمگيني ؟ تا حالا شده سعي کني به اون که خيلي دوستش داري بخواي بگي دوستت دارم ولي نتوني ؟ تا حالا شده اشک کسي رو در بياري ؟ يا کسي اشک تو رو در بياره ؟ تا حالا شده دلت به حال يه نفر بسوزه ولي بعدآ بفهمي که الکي دلت بحالش سوخته بوده ؟ تا حالا شده اوني رو که خيلي دوستش داري ببيني که داري از دستش مي دي ؟ تا حالا شده کسي رو که يه عمر دوست داشتي بهت بگه دوستت ندارم ؟ تا حالا شده کسي رو که يه عمر دوستش داشتي و بهت گفته که دوستت نداره به راحتي ببخشي و براش آرزوي خوشبختي بکني ؟ تا حالا شده کسي رو با زبون نفرين کني ولي از ته قلب براش آرزوي خوشبختي بکني ؟ کسي که از اين آسمون بزرگ يه ستاره نداره و نخواهد داشت

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 11:19 قبل از ظهر توسط ایلیا |


کاش مي دانستيم زندگي با همه وسعت خويش محفل ساده غم خوردن نيست زندگي خوردن و خوابيدن نيست اضطراب و هوس ديدن و نا ديدن نيست زندگي جنبش و جاري شدن است از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي که خدا ميداند

+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 2:53 بعد از ظهر توسط ایلیا |


وقتی سکوت می کنم تو فکر اینم که تا کی با من می مونی وقتی توی چشمات خیره می شم می خوام که از چشمام حرفمو بخونی وقتی سرمو روی سینه ی تو میزارم دوست دارم با صدای قلبت آروم بشم وقتی دلم می گیره دوست دارم با آغوش گرمت تمومه دل تنگیام یادم بره وقتی بهت می گم دوست دارم مطمئن باش از ته قلبم میگم به امید نگاهت ایستادن به روی شانه هایت سر نهادن مرا خوشتر از اینها آرزویی است لبان کوچکت را بوسه دادن

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 3:45 بعد از ظهر توسط ایلیا |


وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه هر چی که جاده اس رو زمین به سینه من میرسه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو را داشته باشم به هر چی می خوام می رسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گل های خواب آلوده را واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو را داشته باشم به هر چی می خوام می رسم عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره منه دیدن و بوئیدن تو نه من تو را واسه خودم نه از روی هوس می خوام عمر دوباره منی تو را واسه نفس می خوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو را داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386 10:45 قبل از ظهر توسط ایلیا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385



پیوندها

شقایق
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin