|
دستت را به من بده دست های تو بامن آشناست ای دیر یافته با تو سخن میگویم به سان ابر که باتوفان به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان درخت که با جنگل سخن میگوید زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست. + نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385 10:29 قبل از ظهر توسط ایلیا |
|